ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

نکته بینی های مامانی

عزیز دل مامان باهات حرفها دارم جیگرم... اونقدر لحظه به لحظه ی با تو بودن شیرین و دوست داشتنی، عزیز و ناب، بی نظیر و ناباورانه برام میگذره که حتی طاقت ذره ای دوری از اون نگاهای شیرینت، بوی تنت، روی ماهتو ندارم... ابوالفضلم همچنان در خواب مک می زنی، حتی اگه مشغول شیر خوردن نباشی، توهم شیر خوردن داری مامان!!! وقتی خوابی و با صدایی ناگهان از خواب میپری و یا هر چیزی خوابتو بهم میزنه ، با نوازش مداوم روی گونه هات آروم میشی و بیشتر وقتها به خوابت ادامه می دی، این نوازش حتی تو خوابوندت هم به من کمک می کنه... روزی که ختنه شدی بابا محسن با این نوازشها خیلی آرومت می کرد...مامان جون عاشق این عادتته... کوچیکتر که بودی یه وقتهایی با یه...
10 بهمن 1390

هدایای ویژه

یه همسایه ی مهربون داریم، سمیه جون، قراره این ماه خدا یه فرشته ی کوچولو، امیر علی جون و، مهمون خونشون کنه... اتاق ابوالفضل و دیده بود از نقاشی هایی که خاله مریم و منا برای ابوالفضل کشیده بودن خوشش اومده بود، امروز خاله مریم و مامان جون اومدن تا برای امیرعلی یه هدیه ی ویژه از طرف ابوالفضلم تدارک ببینیم... مبارکه خاله... ...
8 بهمن 1390

حسین جون و ابوالفضلم

٥شنبه، خونه ی عمه فهیمه، دختر عمه ی عزیزم مریم، بله گفت به کسیکه ایشاالله قراره سالهای سال در کنارش خوشبخت زندگی کنه... دو تا دختر عمه مریم دارم، یکیشون مامان حسین جونه، دوستمه، کلی باهام خاطره داریم، حیف که کمی دوره و لاهیجان زندگی می کنن، ولی باز خدا رو شکر روابطمون حفظ شده... دختر عمه مریم دیگه دختر عمه فهیمه ست، نامزد سابقمه، همکلاسی، هم دانشگاهی، کلی باهام درس خوندیم، خلاصه خیلی خوشحالم از اینکه عاقبت به خیر شد... اینجا هم ابوالفضل و حسین جون طبقه ی پایین، در مراسم بله برون مریم جون... ...
8 بهمن 1390

همستر مامان

ابوالفضل مامان رو دوش بابا محسن، کیف میده مامان؟ ابوالفضل مامان رو صندلی ماساژ مامان جون، اینجا هم کیف میده مامان؟ بازی با مامان جون تو حموم، دستت درد نکنه مامان جون... ...
6 بهمن 1390

چونه خوردن

چند روزیه که چونه ی مامانی و می خوری، خیلی شدید هم فشار میدی، نمی دونم از روی محبته، بازیه، یا اینکه لثه هات میخوارن... در کل خیلی نانازی و باولع می خوری... ...
5 بهمن 1390

فعال

مامان ندا فعال می شود... 3تا 4 روز میشه که با روروئکت دنده عقب میری قربون اون پاهای خوشگلت برم من ...
5 بهمن 1390